اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر باج گیری عاطفی زنان ناسازگار شهر یزد
وحید رنگی1، دکتر محمد رضا عابدی2، دکتر پریسا نیلفروشان3
1.کارشناس ارشد مشاوره خانواده دانشگاه اصفهان، گروه مشاوره. آدرس: اصفهان، میدان آزادی، دانشگاه اصفهان، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی. گروه مشاوره. Vahid.rangi@yahoo.com
2.استاد تمام گروه مشاوره خانواده دانشگاه اصفهان، آدرس: اصفهان، میدان آزادی، دانشگاه اصفهان، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی. گروه مشاوره. Dr.mr.abedi@gmail.com
3 .دانشیار گروه مشاوره خانواده دانشگاه اصفهان، آدرس: اصفهان، میدان آزادی، دانشگاه اصفهان، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی. گروه مشاوره. P.nilforooshan@sdu.ui.ac.ir
چکیده
هدف و زمینه: باج گیری عاطفی یکی از جدید ترین سازه های روانشناختی در حیطه سازگاری زناشویی می باشد که عدم شناسایی و پیشگیری از آن می تواند به مشکلات بزرگتری در نظام خانواده منجر گردد، از اینرو هدف از انجام پژوهش حاضر اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر باج گیری عاطفی زنان ناسازگار شهر یزد بود. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمام زنان واجد ویژگی ناسازگاری زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره شهر یزد بود. از این جامعه 20 نفر به روش نمونه گیری در دسترس در دو گروه آزمایش و کنترل(هر کدام 10 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای دو بار درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش را دریافت نمودند. ابزار اندازه گیری این پژوهش پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر و باج گیری عاطفی کارنی بود. به منظور تجزیه و تحلیل از روش تحلیل کوواریانس توسط نرم افزار آماری spss24 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر باج گیری عاطفی زنان ناسازگار اثربخش بود و این تفاوت میانگین در دو گروه آزمایش و کنترل معنادار نشان داده شد(05/0>p). نتیجه گیری: با عنایت به نتایج بدست آمده مشاوران و متخصصین در حوزه خانواده می توانند جهت کاهش باج گیری عاطفی بین زوجین از درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بهره مند گردد.
واژگان کلیدی: پذیرش و تعهد، باج گیری عاطفی، ناسازگار.
مقدمه:
امروز یکی از مهمترین مخاطراتی که خانواده و روابط بین زوجین را دستخوش تغییر می کند، به هم خوردن کمیت و کیفیت ارتباطات بین زوجین می باشد. بررسی های پژوهشگران در آسیب شناسی روابط زوجین منجر به پیدایش مولفه ای نوظهور و جالب توجه تحت عنوان باج گیری عاطفی شده است. باج گیری عاطفی، اصطلاحی است که اولین بار توسط سوزان فروارد و دانا فریزر مطرح شد( کارنانی ،2018). تعریف باج گیری عاطفی کمی دشوار است. در ادبیات به اصطلاحات بسیار مشابهی مثل سواستفاده عاطفی، بدرفتاری روانی، مغزشویی ، سوء استفاده کلامی، خشونت غیر فیزیکی، آزار روانی، خشونت عاطفی، خشونت روانی، آسیب روانی ، سواستفاده روانی اشاره شده است( لکوین ،1995،پورا – گارسیا و همکاران ،2016). فروارد(1997) معتقد است باج گیری عاطفی شکلی از دستکاری کردن شدید دیگران است، به طوری که اگر خواسته های یک فرد را که به ما نزدیک است برآورده نکنیم، به طور مستقیم وغیر مستقیم از تهدید استفاده می کند تا ما را تنبیه کند. باج گیری عاطفی به مفاهیم روان شناختی کاربردی تری مثل دستکاری هیجانی، درهم تنیدگی و رفتار ماکیاولیستی و چهار اسب سوار گاتمن نزدیک است( کارنانی ،2018). تحقیقات نشان داده که بین باج گیری عاطفی و بهزیستی روان شناختی (لیو ،2018)، قصد خرید (لیو (2016) و ماکیاولیست (چن ،2010) رابطه وجود دارد. همچنین بین دستکاری هیجانی و ویژگی های شخصیتی (آستین و همکاران،2007؛ باتکویچ و برانکو ،2007) رابطه معنا دار وجود دارد. از طرف دیگر از هرشش زن، حداقل یک نفر خشونت فیزیکی، سواستفاده عاطفی، روانی و جنسی را توسط همسرخود تجربه می کند (لکوین ،1995). باج گیری عاطفی به اندازه سایر اشکال خشونت، به خصوص خشونت فیزیکی مورد توجه قرار نگرفته است؛ در حالی که اثرات این الگوی ارتباطی می تواند به اندازه خشونت فیزیکی آسیب به دنبال داشته باشد (کاراکورت، ارگانتر- تکنیلاپ و ترزی ،2009؛ ایزنبرگ ،2011). باج گیری عاطفی یک مسئله پیچیده است. گاهی افراد نمی دانند که رنجش های آنان در یک رابطه زناشویی، نشات گرفته از جریان دیگری است که امروز باج گیری عاطفی(سوء استفاده عاطفی) شناسایی می شود. بعضی از افراد، از گفتن آسیب های عاطفی خود در حتی در حضور درمانگر امتناع می کنند و این امتناع به خاطر اجتناب از احساس شرم خودشان است. زنانی که در چنین الگوی ارتباطی زناشویی هستند آسیب می بینند، ادراک واضحی از آنچه برایشان پیش آمده ندارند، نمی خواهند رابطه زناشویی آن ها تمام شود و می ترسند که رابطه را ترک کنند(لکوین ،1995). فروارد (1997) باج گیری عاطفی در زوجین رایک فرایند چرخه ای تکرار شونده بین باج گیر عاطفی و قربانی می داند که در شش مرحله درخواست، مقاومت، فشار، تهدید، اطاعت و تکرار رخ می دهد. در مرحله اول، باج گیری عاطفی از قربانی چیزی را درخواست می کند. اگر این درخواست با افکار، احساسات و انتخاب های فرد قربانی همخوانی نداشته باشد، احتمالا درخواست او را رد می کند. در مرحله دوم، باج گیری عاطفی با واکنش های جنگ و گریزی مثل ابراز خشم، ترک موقعیت و یا جدا کردن خود، در برابر فرد قربانی باعث مقاومت می شود. زمانی که قربانی به مقاومت خود ادامه می دهد، طرف مقابل فشار می کند. در مرحله چهارم، فرد باج گیر قربانی را به شکل های مختلف تهدید می کند. در مرحله پنجم قربانی از درخواست های طرف مقابل اطاعت می کند؛ بعلاوه هسته مرکزی باج گیری عاطفی در زوجین، تهدید مشروط است(کارنانی، 2018). اتلو (2000) معتقد است تهدید شرطی یکی از چهار شکل تهدید است( تهدید مستقیم، تهدید غیر مستقیم و تهدید مستتر). تهدید مشروط زمانی است که فرد یک درخواست بین فردی دارد و تهدید او به این شکل است که اگر خواسته اش برآورده نشود، عشق را از رابطه حذف می کند یا به فرد مقابل آسیب وارد می کند. هدف چنین تهدیدی، اثرگذاری برفرد دیگر از طریق تهدید عاطفی مستقیم یا غیر مستقیم است تا خواسته اش برآورده شود. این نوع تهدید هم می تواند مستقیم یا کلامی باشد و هم به صورت تلویحی و به شکل امتناع از صحبت کردن، نادیده گرفتن و خود را جدا کردن باشد. “اگر تو من را دوست داری پس نباید چیزی بگویی یا کاری انجام دهی” یا “اگر من را دوست داری پس باید این کار را انجام دهی” یا اگر این را به من ندهی، پس من دوست تو نیستم” نمونه هایی از این روش تنبیه هستند. کارنانی(2018) معتقد است با افزایش هر چه بیشتر باج گیری عاطفی بین زوجین میزان حمایت زوجین از یکدیگر کاسته می شود و فشار ها به یکی از زوجین قربانی بیشتر می گردد و عملاً شاهد بروز تدریجی عدم رضایت زناشویی و اختلافات خانوادگی خواهیم بود.
امروزه رویکرد های درمانی زیادی برای حل مسائل خانواده وجود دارد، اما درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)از درمان هایی است که تمرکز آن بر افزایش انعطاف پذیری روان شناختی است. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد که در دهه ی 80 توسط هیز (1987) در دانشگاه نوادا مطرح شناخته شد، یک شکل از درمان های شناختی- رفتاری مبتنی بر زمینه گرایی عملکردی است و ریشه در نظریه ی جدیدی در مورد زبان و شناخت دارد که نظریه ی چارچوب رابطه ی ذهنی نامیده می شود. درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر این فرض استوار است که انسان ها بسیاری از احساسات هیجانات یا افکار درونی شان را آزرنده می یابند و پیوسته سعی دارند این تجارب درونی را تغییر داده یا از آنها رهایی یابند(هیز، 2014). این تلاش ها برای کنترل بی تاثیر بوده و به طور متناقض منجر به تشدید احساسات، هیجانات و افکاری می شود که فرد در ابتدا سعی در اجتناب از آن ها داشته است. فرآیند های بنیادی درمان تعهد و پذیرش عبارتند از : پذیرش ، ذهن آگاهی( خود به عنوان زمینه )، زندگی در لحظه اکنون، گسلش شناختی، ارزش ها و عمل متعهدانه که همه ی آنها باعث انعطاف پذیری روان شناختی می شود (هیز و لیلیس ،2012). فرآیندهای اصلی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به دنبال آن است که به افراد بیاموزد چگونه دست از بازداری فکر بردارند؛ چگونه از افکار مزاحم بگسلند و چگونه هیجانات نا مطبوع را بیشتر تحمل کنند( هیز و لیلیس،2012). معمولاً زوج ها از موقعیت های مرتبط با آسیب، طرد یا تعارض اجتناب می کنند (امان الهی، حیدریان، خجسته مهر و ایمانی،1393) از نظر رویکرد پذیرش و تعهد، توسعه و نگهداری تعارض و فاصله عاطفی در زوج ها ناشی از ترکیب کنترل های محکم و بی فایده، هریک از آنها و راهبرد های اجتناب تجربه ای در زوجین است. واقعی در نظر گرفتن افکار ارزیابی کننده منفی و عمل بر طبق آن چرخه رابطه منفی بین زوج ها را حفظ می کند(پترسون، فینگولد و دیودسون ،2009) این تلاش ها برای کنترل بی تاثیر بوده و به طور متناقض به تشدید احساسات، هیجانات و افکاری که فرد ابتدا سعی داشت از آن اجتناب کند منجر می شود(مرشدی، داورنیا، زهراکار، محمودی و شاکرمی، 1394). ACT به دنبال تضعیف این فرایند ها و در نتیجه کاهش رنج های غیر ضروری زوج هاست که به وسیله اجتناب های آن ناشی می شود (امان الهی و همکاران،1393). هدف این رویکرد ایجاد انعطاف پذیری روانی است؛ یعنی توانایی انتخاب عملی در بین گزینه های مختلف که مناسب تر باشد (فورمن و هربارت، 2008). در واقع دو مولفه کلیدی در انعطاف پذیری روانی وجود دارد که می توان به “توانایی آگاهی ذهنی” که معمولا به توجه آگاهی نیز معروف است و فرد را قادر می سازد که با نگرشی باز از تجربه های زمان حال خود کاملا آگاه باشد و تاثیر افکار و احساسات دردناک را کاهش دهد و “توانایی انجام عمل موثر” که به اقدامی که آگاهانه و عمدی است و توسط ارزش های اصلی فرد، الهام گرفته شده است، انعطاف پذیر و با وضعیت موجود سازگار باشد، اشاره کرد؛ شخصی که انعطاف پذیری روان شناختی دارد از رویداد های ناخواسته اجتناب نمی کند، سعی در کنترل و تغییر آن ها ندارد، لذا انرژی خود را به جای مقابله با اجتناب از رویداد های ناخواسته، صرف کیفیت زندگی و ارزش ها می کند (هیز و همکاران، 2011؛ نقل از برادران، زارع، علیپور و فرزاد، 1395). با توجه به اثرات درمانی مفید برنامه تعهد و پذیرش بر بهبود روابط زوجین و از طرف دیگر سازه نوظهور باج گیری عاطفی که می تواند در شکل گیری تعارضات زناشویی نقش مهمی را داشته باشد، لذا هدف از انجام پژوهش حاضر اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر باج گیری عاطفی زنان ناسازگار شهر یزد می باشد.
روش:
مطالعه حاضر نیمه آزمایشی و طرح پژوهشی آنپیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری را در این پژوهش کلیه زنان مراجعه کننده به کلینیک تخصصی مشاوره در شهر یزد بودند. نمونه پژوهش با استفاده از نمونه گیری در دسترس در دو گروه 10 نفری آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. ملاک ورود به مطالعه نمره پایین تر از خط برش در پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپاینر، رضایت کتبی از حضور در پژوهش بوده است که در آن به دو گروه تقسیم شدند. بر اساس تحلیل داده های جمعیت شناختی 6 نفر (30 درصد) زیر سی سال، 11 نفر (55 درصد) بین سی تا چهل سال و 3 نفر (15 درصد)نیز بالای چهل سال سن داشتند. میزان تحصیلات 6 نفر از زنان دیپلم، 12 نفر فوق دیپلم و لیسانس و 2 نفر فوق لیسانس بود. همچنین مدت زمان ازدواج 6 نفر، از آنان زیر ده سال، 10 نفر بین ده تا بیست و 4 نفر(30 درصد) بالای بیست سال بوده است.
ابزار:
الف: پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپاینر: این مقیاس یک ابراز 32 سوالی است که توسط گراهام اسپاینر(1976) برای ارزیابی کیفیت رابطه زناشویی از نظر زن یا شوهر یا هر دو نفری است که باهم زندگی می کنند تهیه شده است. تحلیل عاملی نشان می دهد که این مقیاس چهار بعد رابطه را می سنجد. این چهار بعد از این قرارند: رضایت زوجی، همبستگی زوجی، توافق زوجی، ابراز محبت. نمره کلی این مقیاس از 0 تا 150 است. اسپاینر(1976) پایایی 96/0 از روش آلفای کرونباخ برای نمره کل این مقیاس به دست آورد. همسانی درونی خرده مقیاس های رضایت زناشویی 94/0، همبستگی زناشویی 71/0، توافق زوجی 90/0، و ابراز محبت 73/0 برآروده شده است در پژوهشی دیگر که به وسیله اسپاینر و تامسون انجام گرفت همسانی درونی به دست آمده با استفاده از آلفای کرونباخ91/0 محاسبه شد (نقل از بهرامیان و بهرامیان 1393)، حاج ابول زاده (1381) در پژوهش خود به منظور تعیین ضریب پایایی، روش بازآزمایی را با فاصله زمانی یک هفته، روی نمونه ای متشکل از یک زوج اجرا کرد. ضریب همبستگی بین نمرات مردان و زنان طی دوبار اجرا، در نمره کل81/0، مقیاس رضایت زناشویی 68/0، همبستگی زناشویی81/0، توافق زناشویی 77/0، و ابراز محبت78/0 به دست آورد. این مقیاس از روایی همزمان نیز برخوردار است و با مقیاس سازگاری زناشویی لاک والاس همبستگی دارد. آلفای کرونباخ در این تحقیق 85/0 به دست آمد. نمونه سوالات پرسشنامه عبارت اند از: شما و همسرتان هرچند وقت یک بار باهم دعوا می کنید؟ آیا شما و همسرتان باهم در فعالیت های تفریحی خارج از خانه شرکت می کنید؟.
ب: مقیاس باج گیری عاطفی: باج گیری عاطفی توسط کارنی(2018) و براساس حرف اختصاری مه(FOG) مطرح شده توسط فروارد(1997) ساخته شده است. این مقیاس 20 ماده دارد و از دو خرده مقیاس ترس(8 ماده) و التزام/ احساس گناه(12 ماده) تشکیل شده است. این مقیاس در طیف لیکرت و به صورت هرگز(صفر) تا همیشه(4) نمره گذاری می شود. نمرات بالا نشانه باج گیری عاطفی زیاد در روابط زناشویی است. پایایی این مقیاس از طریق آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس ترس 87/0، التزام/احساس گناه 91/0 و کل مقیاس 92/0 گزارش شده است. همچنین ضریب همبستگی مقیاس باج گیری عاطفی با مقیاس تاکتیک های دستکاری هیجانی(باس و همکاران، 1985) 61/0، مقیاس چهار اسب سوار مهلک(گاتمن، 1999) 79/0 و شاخص رضایت زناشویی(فانک و راج، 2007) 63/0 گزارش شده است. در ایران نیز عباس پور، امان اللهی و چوبداری(1398) در بررسی روانسنجی این پرسشنامه همسانی درونی کل و عوامل آن را با ضرایب آلفای کرونباخ را از 78/0 تا 85/0 مورد تایید قرار دادند.
جهت بررسی یافته های پژوهش از آمار توصیفی و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) استفاده شد. بعلاوه شرکت کنندگان گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای و هفته ای دو جلسه براساس پروتکل درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد تحت آموزش قرار گرفتند و در این مدت گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. محتوای جلسات در جدول 1، ارائه شده است.
جدول 1،خلاصه جلسات درمانی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
جلسه اهداف محتوی تکلیف خانگی
اول 1.ایجاد رابطه درمانی و آشنایی با قوانین
2.مفهوم سازی مشکل آشنایی و معارفه اعضا. ـ بیان هنجار های گروه ـ پر کردن فرم تعهداستعاره انسان در چاه و بلیچه شناسایی موقعیت ها و راهبرد های کنترلی در ارتباط زناشویی و پیامد آن
دوم 1. آشنایی با هزینه کنترل
2.آشنایی با سموم روان شناختی بررسی تکالیف اعضا ـ استعاره بچه ـ معرفی پنج سم کاهنده صمیمیت:1ـ قطع ارتباط 2ـ واکنش پذیری 3ـ اجتناب 4ـ درگیری ذهنی 5ـ غفلت از ارزش ها شناسایی موقعیت هایی که درگیر سموم روان شناختی هستند و بکار بردن موضع پذیرشی
سوم 1. معرفی لایه های غبار روانی (آغاز همجوشی)
2.احساسات پاک و ناپاک بررسی تکلیف جلسه قبل،معرفی انواع افکار شامل: 1ـ لایه باید ها 2ـ تلاش کردن بی فایده است 3ـ ای کاش 4ـ اگر فقط 5ـ گذشته دردناک 6ـ آینده ترسناک 7ـ دلیل آوری 8ـ قضاوت 9ـ ترس های عمیق، تشریح و توضیح انواع احساسات و طبیعی بودن وجود آنها شناسایی افکار غبار آلود در زندگی زناشویی و در رابطه با همسر
چهارم 1. همجوشی شناختی
2.آغاز گسلش شناختی بررسی تکالیف. تشریح همجوشی با استفاده ازاستعاره اتوبوس
آموزش تمرین نام گذاری داستان. ذهن قضاوت گر شناسایی افکار قضاوتی و بکار بردن تمرینات گسلش شناختی
پنجم 1.مشاهده افکار(خود به عنوان زمینه)
2.ماندن در لحظه حاضر و ذهن آگاهی بررسی تکلیف جلسه قبل ـ استعاره صفحه شطرنج و خانه مبلمان آموزش تمرین افکار روی برگ در رودخانه ـ آموزش تنفس آگاهانه و در آغوش کشیدن آگاهانه تمرینات روزانه تنفس آگاهانه. رودخانه. ارتباط کاملا آگاهانه با همسر
ششم 1.آشنایی با مفهوم ارزش
2.روشن سازی ارزش ها
3.تمرکز بر ارزش های زوجی بررسی تکالیف مراجعان ـ توضیح مفهوم ارزش ها، تفاوت ارزش ها با نیاز ها و قوانین ـ استعاره تشییع جنازه برای شناسایی حوزه های مختلف زندگی استعاره سالگرد ازدواج شناسایی ارزش های زندگی خصوصا ارزش های زوجی
هفتم 1ـ حرکت در جهت ارزش ها
2ـ معرفی موانع ارزش ها بررسی تکالیف جلسه قبل ـ تشریح تشابه ارزش ها با قطب نما و تعیین اهداف و اعمال در مسیر ارزش ـ استعاره گدای دم در ـ پذیرش و تمایل شناسایی و تعیین هدف بر اساس ارزش ها بکار بردن رویکرد پذیرشی در برخورد ها با موانع و انجام تمرینات گسلش شناختی
هشتم 1.مرور مجموعه جلسات
2.پذیرش و عمل متعهد تمایل عاطفی در رابطه
3.تغییر رفتار در راستای ارزش ها مرور جلسات قبل با مشارکت اعضا ـ بررسی تکالیف مراجعان ـ استفاده از استعاره حباب و درختکاری ـ بازبینی ارزش های یک رابطه و انتخاب رفتارـ جمع بندی و اختمام ـ اجرای پس آزمون
—–
یافته ها:
در این بخش ابتدا توصیفی آماری از متغیر باج گیری عاطفی انجام شده است و سپس تفاوت احتمالی گروهها در مراحل مختلف سنجش مورد بررسی قرار می گیرد. براساس میانگین و انحراف استاندارد نمرات باج گیری عاطفی دارای ناسازگاری زناشویی در مراحل پیش آزمون، پس آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل گزارش می شود.
جدول2، میانگین و انحراف استاندارد باج گیری عاطفی در گروه آزمایش و کنترل در مرحله پیش آزمون و پس آزمون
گروه پیش آزمون پس آزمون
میانگین انحراف استاندارد میانگین انحراف استاندارد
آزمایش 80/71 186/7 70/67 012/7
کنترل 25/66 239/8 05/65 917/6
با توجه به این که در این پژوهش، اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر باج گیری عاطفی زنان ناسازگار مورد بررسی قرار گرفته است. و فرضیه مطابق با موضوع پژوهش طراحی شده است. برای سنجش آن از آزمون آماری تحلیل کوواریانس استفاده شد. در بکارگیری روش های آماری پارامتریک، ابتدا باید مفروضات آزمون مورد تایید بگیرد تا بتوان از آزمون مورد نظر استفاده کرد؛ بنا براین ابتدا مفروضات روش تحلیل کوواریانس « نرمال بودن توزیع متغیر وابسته، همگنی واریانس ها، و همگنی شیب های رگرسیون » در گروه های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد. مفروضه همگنی شیب های رگرسیون بدین معنی است که ضریب رگرسیون متغیر وابسته از روی متغیر های همپراش در گروه ها یکسان باشد. برای بررسی این مفروضه از آزمون تحلیل واریانس (آزمون F) استفاده شد. نتایج نشان داد با توجه به ضریب F محاسبه شده( 097/0 (F=برای تعامل گروه و پیش آزمون معنادار نمی باشد(05/0<P) در نتیجه معناداری میان ضرایب مشاهده نمی گردد و فرض همگنی ضرایب رگرسیون در متغیر باج گیری برقرار است. به منظور رعایت پیش فرض های تحلیل کوواریانس، نرمال بودن و همگنی واریانس ها نیز مورد بررسی قرار گرفتند که نتایج حاکی از نرمال بودن داده ها (766/0Z=) و (05/0P>) و تایید همگنی واریانس ها در دو گروه آزمایش و کنترل (448/1 F=) و (05/0p >) بود. پس از بررسی پیش فرض های مورد نیاز، تحلیل کوواریانس بر روی داده ها انجام شد که نتایج درجدول 3 ارائه داده شده است.
جدول3، نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره جهت بررسی اثر آزمون در باج گیری عاطفی
منابع تغییر مجموع مجذورات درجه آزادی میانگین مجذورات نسبت F سطح معناداری مجذور اتا
پیش آزمون 926/1581 1 926/1581 948/48 001/0>p 89/0
اثرگروه(درمان) 272/92 1 272/92 955/4 032/0 37/0
خطا 024/689 37 622/18 –
کل 1931157 40 – –
با توجه به نتیجه تحلیل کوواریانس تک متغیره که در جدول بالا آمده است، معنا داری مقدار F برای اثر گروه (955/4=F) و سطح معناداری (01/0>P) نشان می دهد که اثر گروه (درمان) معنی دار است. بدین معنا که پس از کنترل اثر پیش آزمون، تفاوت ایجاد شده در نمرات دو گروه در میزان باج گیری عاطفی معنا دار است. همچنین با توجه به میانگین نمرات باج گیری عاطفی گروه آزمایش در مرحله پس آزمون افزایش یافته است که نشان از اثر آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش باج گیری عاطفی دارد و درمان 37/0 بر واریانس متغیر وابسته اثر دارد.
بحث و نتیجه گیری:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر باج گیری عاطفی زنان ناسازگار شهر یزد بود. یافته بدست آمده حاکی از آن بود مداخله استفاده شده بر کاهش باج گیری عاطفی شرکت کنندگان موثر بوده است و توانسته بر کاهش تعارضات زناشویی تاثیر گذار باشد. این یافته با نتایج پژوهش های قدم پور، صادقی، یوسف وند، علوی(1398)، فتح الله زاده، رستمی، دربانی، کارازه(1397)، هربرت و همکاران(2017)، هیز(2016)، آلونسوفرناندز و همکاران(2015)، ماستودا (2014)، پارک و همکاران(2012) همخوان می باشد. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خلاف رویکرد درمان شناختی-رفتاری سنتی، مستقیماً بر روی کاهش نشانگان عمل نمی کند، بلکه در عوض سودمندی و کارکرد تجارب روانشناختی نظیر افکار، احساسات، خاطرات و احساسات روانشناختی را هدف قرار می دهد و فعالیت های معنادار زندگی را بدون توجه به وجودشان پیگیری می کند(هیز، 2011). اصول زیر بنایی آن شامل:1- پذیرش یا تمایل به تجربه درد و یا دیگر رویدادهای آشفته کننده بدون اقدام به مهار آن ها،2- عمل مبنی بر ارزش یا تعهد توام با تمایل به عمل به عنوان اهداف معنادار شخصی بیش از حذف تجارب ناخواسته است. این روش شامل تمرینات مبتنی بر مواجهه، استعاره های زبانی و روش هایی چون مراقبت ذهنی است. در این درمان به جای تغییر شناخت ها سعی می شود پذیرش روانی فرد در مورد تجارب ذهنی (افکار و احساسات) افزایش یابد. و متقابلاً اعمال کنترلی ناموثر کاهش یابد. به مراجع آموخته می شود ک هرگونه عملی جهت اجتناب یا کنترل این تجارب ذهنی ناخواسته بی اثر است یا اثر معکوس دارد و موجب تشدید آنها می شود و باید این تجارب را بدون هیچگونه واکنش درونی یا بیرونی جهت حذف آنها، به طور کامل پذیرفت. در فرایند مرکزی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش به افراد می آموزد چگونه دست از بازداری فکر بردارند، چگونه با افکار مزاحم آمیخته نشوند و با عث می شوند فرد هیجانات نامطبوع را بیشتر تحمل کند. به طور کلی درمانگران این حیطه مراجعان را تشویق می کنند تا ضمن شناخت، مبارزه سودمند با محتوای روانی را کاهش دهند و موضعی با پذیرش بیشتر را ایجاد کنند تا بتوانند در یک جهت ارزشمندی حرکت کنند. از طرف دیگر اجرای گروهی مداخله تعهد و پذیرش ضمن فراهم نمودن بستری به منظور پذیرش هیجانات، با بکارگیری فنون ذهن آگاهی و سایر روش ها به آموزش افراد برای رهایی از مبارزه بی حاصل و تلاش برای کنترل و حذف عواطف و تجارب منفی می پردازد و افراد را به پیگیری ارزش ها و به دنبال تعهد نسبت به عمل بر مبنای ارزش ها ترغیب می کند. یکی از دلایلی که منجر به اثربخشی برنامه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش بر باج گیری عاطفی زنان ناسازگار شده است این است که در این برنامه درمانی از زنان خواسته شد تا خود را در وضعیت طرف مقابل قرار بدهند و مسئولیت و شناخت انتظارات متقابل را را در رأس کار خود قرار دهند و از اینرو ضمن بهبود اوضاع خانواده اختلافات زناشویی نیز کاهش پیدا کرد و تعهد بین آنان بهبود یافت در حالی که قبلا تلاش بر پیدا کردن نقاط ضعف طرف مقابل و باج گیری از آن منظر شکل می گرفت(هیز، 2012).
بررسی ها نشان از آن دارد افرادی که همواره در صدد باج گیری عاطفی در روابط خود با همسران خود هستند معمولا اجتناب تجربی بیشتری در زندگی زناشویی دارند و از اینرو تجربه های عاطفی مثبت و رضایت از زندگی کمتری را تجربه می کنند و احساس می کنند زندگیشان بی معناست و از اینرو از طرق مختلف سعی در باج گیری و برآورده کردن نیازهای روانی و هیجانی خود خواهند بود. این درحالیست که درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش با ایجاد یک مکانیزم فعال انعطاف پذیری روانشناختی رابطه زوجین را از حالت باج گیری و باجخواهی به پذیرش احساسات ناخوشایند غیر قابل اجتناب تغییر می دهد و روابط زوجین را در حالت تعادلی که بتوان به حل مشکلات و تعارضات پرداخت، مبدل می سازد(کارنانی، 2018). همچنین از آنجایی که یکی از علل زیر بنایی باج گیری عاطفی در روابط بین زوجین تصور نرسیدن به اهداف در زندگی می باشد، لذا در درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش اهداف ارزشمند زوجین بررسی و جهت تحقق آنها توسط زوجین برنامه ریزی می گردد که این امر باعث می شود که هر یک از زوجین به این نتیجه نائل گردند که به خواسته ها و نیازهای منطقی خود در زندگی مشترک خواهند رسید. این یافته را نیز می توان اینگونه تبیین کرد که در این مدل درمانی به زوجین کمک می شود تا اینکه ارزش های شخصی زندگی خود را بشناسند، آنها را به طور واضح مشخص سازند و به اهداف رفتاری خاص تبدیل کنند(روشن سازی ارزش ها) و در نهایت متعهدانه به این ارزش ها و رفتار هاپایبند باشند و عمل کنند(توماس، 2014). بعلاوه یکی از مهمترین مفاهیم کلیدی در مدل تعهد و پذیرش ذهن آگاهی می باشد. بررسی های بعمل آمده نشان از آن دارد زوجینی که درصد قابل توجهی از روابط آنان در باج گیری در حال گذارن است همواره در حالت اضطراب و نگرانی از دست دادن فرصت زندگی مشترک هستند و از این دچار رنج های روانشناختی می شوند، از اینرو ذهن آگاهی منجر به بررسی دقیق و واقع بینانه اوضاع زندگی می گردد که در نهایت از فاجعه انگاری صحنه زندگی به مراتب می کاهد.
از طرف دیگر یکی از عللی که می تواند منجر به کاهش باج گیری عاطفی شرکت کنندکان پژوهش حاضر باشد، آنست که درمان مبتنی بر تعهد وپذیرش منجر به از بین رفتن تحریفات شناختی در افراد می گردد. پدیده ای که بسیاری از زوجین درگیر باج گیری را تهدید می کند همان تحریفات شناختی است که طرحواره های زندگی زناشویی را به طرف خود مایل می سازد واز اینرو روابط خدشه دار می گردد(هیز، 2010).
بنابراین بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین استدلال نمود که درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش موجب کاهش باج گیری عاطفی در زنان دچار ناسازگاری زناشویی می گردد. اولین و مهمترین کاربرد مطالعه حاضر این است که زوجین دچار باج گیری عاطفی را واقف به یک آگاهی، بینش نسبت به عملکرد و باورهای خود در زندگی زناشویی می کند. از دیگر کاربردهای دیگر پژوهش حاضر تشکیل کارگاه های تخصصی ویژه زوجین جهت کاهش باج گیری عاطفی می باشد که در مراکز مشاوره قابل تحقق می باشد. این پژوهش همانند دیگر پژوهش ها دارای محدودیت هایی می باشد از جمله اینکه در پژوهش حاضر از ابزارهای خودگزارش دهی استفاده شد، ممکن است افراد در ابراز مشکلات خود و پاسخ به پرسشنامه ها صداقت و دقت کافی به خرج ندهند از اینرو پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی ضمن اخذ پرسشنامه مداد کاغذی از مصاحبه های نیمه ساختار یافته نیز استفاده گردد. همچنین شرکت کنندگان این پژوهش زنان بوده اند که پیشنهاد می گردد به جهت بررسی اثربخشی بهتر و کاملتر درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش، همسران آنان نیز توام شرکت نمایند. با توجه به اینکه جامعه آماری پژوهش شهر یزد بوده است جهت تعمیم یافته های پژوهش احتیاط بعمل آید چرا که بررسی ها حاکی از تاثیر عوامل فرهنگی در تعاملات و تعارضات زناشویی می باشد.
تشكر و قدرداني
از تمامی عزیزانی که ما را در انجام هر چه بهتر پژوهش یاری رساندند، تشکر و قدردانی بعمل می آید.
منابع:
امان الهی،علی ؛ حیدریان، نسرین؛ خجسته مهر، ایمانی، محسن.( 1393). اثر بخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در درمان پریشنانی زوج ها. دو فصلنامه مشاوره کاربردی . 4(1). 120 – 105.
برادران،محمد ؛ زارع، حسین؛علیپور، اکبر؛ فرزاد، وحید. (1395). اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر همجوشی شناختی و شاخص های سلامت جسمانی بیماران مبتلا به فشار خون اساسی. فصلنامه روان شناختی شناختی.4 (2-1). 1-9.
حاج ابول زاده،ناصر.(1381). بررسی تاثیر آموزش مهارت های ارتباطی با رویکرد شناختی رفتاری بر میزان سازگاری زناشویی زوجین ساکن شهر کرج. پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه الزهرا.
فتح اله زاده، نوشین، رستمی، مهدی، دربانی، سیدعلی، کارازه، شهلا.(1397). بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیفیت زندگی و رضایتمندی زناشویی مادران خانه دار. رویش روانشناسی، سال هفتم، شماره 7، شماره پیاپی 28، 93-77
قدم پور، عزت اله، صادقی، مسعود، یوسف وند، مهدی، علوی، زینب.(1398). اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در تغیرر سطح باورهای فراشناختی و رضایتمندی زناشویی در زوجین مبتلا به افسردگی. فصلنامه پژوهش های نوین روانشناختی. سال 13، شماره 53، 254-229.
Alonso-Fernandez, M., Lopez-Lopez, A., Losada, A., Gonzalez, JL., & Wetherell, JL. (2015). Acceptance and commitment therapy and selective optimization with compensation for institutionalized older people with chronic pain. Pain medicine. 42, 682-693.
Austin, E. J., Farrelly, D., Black, C., & Moore, H. (2007). Emotional intelligence, Machiavellianism and emotional manipulation: Does EI have a dark side? Personality and Individual Differences, 43(1), 179-189.
Butkovic, A., & Bratko, D. (2007). Family study of manipulation tactics. Personality and Individual Differences, 43(4), 791-801.
Chen, S. (2010). Relations of Machiavellianism with emotional blackmail orientation of salespeople. Procedia – Social and Behavioral Sciences,5, 294-298.
Forman, E. Herbert, J. (2008). New directions in cognitive behavior therapy: acceptance based therapies, chapter to appear in w. o’donohue, je. fisher, (eds), cognitive behavior therapy: Applying empirically supported treatments in your practice, 2nd ed. Hoboken, NJ, Wiley,263-265.
Hayes, S.C., Lillis, C. (2012). Acceptance and Commitment Therapy (Theory Psychotherapy). Amer Psychological Assn
Hayes, S. C., Levin, M., Plumb, J., Boulanger, J.,& pistorello, J.(2011). Acceptance commitment therapy and contextual behavioral science: Examining the progress of a distinctive model of behavioral and Cognitive therapy. Behavior Therapy, 4(1); 55-67.
Hayes, S.C., Pistorello, J., & Levin, ME. (2012). Acceptance and commitment therapy as a unified model of behavior change. The Counseling Psychologist, 40(7), 976-1002.
Herbert, M.S., Afari, N., Liu, L., Heppner, P., Rutledge, T., Williams, K., Eraly, S., VanBuskirk, K., Nguyen, C., Bondi, M.J., Atkinson, H., Golshan, S., & Loebach, J.W. (2017). Telehealth Versus In-Person Acceptance and Commitment Therapy for Chronic Pain ana depression: A Randomized Noniferiority Trial, The Journal of Pain, 18, 200-211.
Karakurt, G., Ergüner-Tekinalp, B., & Terzi, Ş. (2009). The Psychometric Qualities of the Turkish Version of Emotional Abuse Questionnaire. Eurasian Journal of Educational Research (EJER), (36).
Karnani, S., R. (2018). Emotional blackmail within couple relationships in Hong Kong. Unpublished Doctoral Dissertation, Alliant International University Hong Kong.
Lecovin, K. E. (1995). An existential-phenomenological approach to understanding the experience of emotional abuse. The Union Institute.
Liu, C., & Jhuang, S. (2016). The Study of Emotional Blackmail toward Consumer Purchasing Intention – Moderating Variables of Self-Esteem. Marketing Review (Xing Xiao Ping Lun), 13(2), 185-215
Matsuda, A., Yamaoka, K., Tango, T., Matsuda, T., & Nishimoto, H. (2014). Effectiveness of psychoeducational support on quality of life in early-stage breast cancer patients: a systematic review and meta-analysis of randomized controlled trials. Quality of LifeResearch, 23(1), 21-30.
Park, J. H., Bae, S. H., Jung, Y. S., & Kim, K. S. (2012). Quality of life and symptom experience in breast cancer survivors after participating in a psychoeducational support program: a pilot study. Cancer nursing, 35(1), 34-41.
Peña, J. (2016). Development and validation of the scale of psychological abuse in intimate partner violence (EAPA-P). Psicothema.28(2):214-21
Porrúa-García, C., Escartín, J., Gómez-Benito, J., Almendros, C., & Martín- Peña, J. (2016). Development and validation of the scale of psychological abuse in intimate partner violence (EAPA-P). Psicothema, 28(2), 214-221.
Peterson,B. D,G. H,Feingold,T,Davidson,S. J. C. peractic,B. (2009). Using acceptance and commitment therapy to treat distressed couples: A case study with two couples. 16:430- 442.
Thomas, N,. Shawyer, F,. Castle, D.J,. Copolov, D,. Hayes, S.C & Farhall, J. (2014). A randomised controlled trial of acceptance and commitment therapy (ACT) for psychosis: study protocol. BMCPsychiatry, 14, 198-210.
The Effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) on emotional blackmail of Incompatible Women in Yazd
Vahid Rangi1, Mohammad Reza Abedi2, Parisa Nilforooshan3
1.Master of Family Counseling, University of Isfahan, Department of Counseling. Address: Isfahan, Azadi Square, University of Isfahan, Faculty of Educational Sciences and Psychology. Consulting group. Vahid.rangi@yahoo.com
2. Professor, Department of Family Counseling, University of Isfahan, Address: Isfahan, Azadi Square, University of Isfahan, Faculty of Educational Sciences and Psychology. Consulting group.
Dr.mr.abedi@gmail.com
3. Associate Professor, Department of Family Counseling, University of Isfahan, Address: Isfahan, Azadi Square, University of Isfahan, Faculty of Educational Sciences and Psychology. Consulting group. P.nilforooshan@sdu.ui.ac.ir
Abstract
Purpose and Background: emotional blackmail is one of the newest psychological structures in the field of marital adjustment that failure to identify and prevent it can lead to greater problems in the family system. Commitment (ACT) was on the emotional blackmail of incompatible women in Yazd. Method: The research method was quasi-experimental pretest-posttest with a control group. The statistical population of all women was characterized by marital incompatibility referred to the counseling center of Yazd. From this population, 20 people were replaced by available sampling method in two experimental and control groups (10 people each). The experimental group received commitment-based and acceptance treatment twice a week in 8 sessions of 90 minutes. The measuring instruments of this study were Spanier Marital Adjustment Questionnaire and Carney emotional blackmail. In order to analyze, analysis of covariance was used by spss24 statistical software. Results: The results showed that commitment and acceptance treatment was effective on emotional blackmail of incompatible women and this mean difference between the experimental and control groups was significant (p <0.05). Conclusion: Considering the obtained results, counselors and specialists in the field of family can benefit from commitment-based and acceptance treatment to reduce emotional blackmail between couples.
Keywords: Acceptance and Commitment, emotional blackmail, Incompatibility

